Calig12.JPG (43190 bytes)
قال المهدي عليه السلام : فاکثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلک فرجکم . براي فرج (من) زياد دعا كنيد، چراكه اين (زياد دعا كردن) خود فرج و گشايش (در كارهاي) شماست
***گروه علي ولي الله ***
 
 
برنامه ارسال مطالب اينجانب در هفته به شرح ذيل است :
 
روزانه    : ديدنيها
شنبه      : نبی شناسی
يكشنبه    : استدلالات حسنيه
دوشنبه    : -----
سه شنبه  : رهنمودها و دانستنيها
چهارشنبه : ديوان حافظ
پنج شنبه  : -----
جمعه      : -----
 
 
 
 
گروه علي ولي الله
Ali_Valiyollah Group
         
 
 
 



 
yoursAli Group Logo 
yoursAli Group Logo
 
استدلالات حسنيه
 
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo
 
قسمت اول
 
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo
 

بعونك يا لطيف

     در ايام دولت و خلافت هارون الرشيد (لعنه الله عليه) مردي بود بازرگان و از مشاهير بغداد كه به محبت و دوستي اهل بيت پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) شهرت داشت.

و پيوسته در ملازمت حضرت امام جعفر صادق ؛ شرايط بندگي و خدمتكاري را بجا مي آورد و از هر خدمتي بحضرت دريغ نمي نمود.

     پس از شهادت امام صادق عليه السلام بواسطه ظلم دشمنان دين ، همه اموال و اسباب وي از دستش رفت ( و فقر و درويشي به او روي آورد).

جز يك كنيز كه او در سن پنج سالگي خريده ، و به مكتب داده بود و پس از آن بمدت ده سال در حرم محترم امام صادق عليه السلام  رفت و آمد داشت و نزديك به بيست سال هم به مطالعه علوم و معارف حقة اسلامي پرداخت. اين كنيز كه از نظر هوشي كم نظير بود «حسنيه» نام داشت.

چون رنج و سختي فقر به خواجه فشار آورد؛ روزي زبان به درد دل گشود و با كنيز خود اظهار شكايت كرد كه :

 اي حسنيه تو همانند فرزند من هستي و من غير از تو كسي را ندارم .  من براي تو زحمت بسيار كشيده ام تا  به اين رتبة علمي رسيده اي و به انواع كمالات آراسته  شده اي.

شايسته است كه از روي فراست و زيركي ، چارة كار من كني تا از اين فقر نجات يابم .

حسنيه گفت : « اي خواجه ! صلاح در اين است كه مرا نزد هارون الرشيد ببري و بگوئي . من كنيزي دارم و مي فروشم ، اگر از تو در بارة قيمت سئوال كرد بگو صدهزار دينار زر خليفتي . اگر هارون پرسيد كه اين كنيز تو چه هنري دارد كه وي را بدين قيمتِ گران مي فروشي ، بگو اگر تمام علماء حاضر شوند و در علوم دين و مسائل شرعي با او بحث كنند ، او بر همه فايق خواهد آمد » خواجه چون سخنان حسنيه را شيند ، گفت :      « من هرگز چنين كاري نمي كنم مبادا كه هارون ظالم تو را از من بگيرد و اگر چنين كند  من در مفارقت و دوري از تو صبر نمي توانم بكنم ، چراكه تو ماية خرسندي و شادي من  هستي.»

حسنيه گفت : « اي خواجه ! مترس كه به بركت اهل بيت             رسول اكرم (صلوات الله عليهم اجمعين) تا من زنده هستم كسي       نمي تواند مرا از تو جدا نمايد . برخيز و توكل بر خدا كن هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد . »

خواجه چون اصرار حسنيه را بر اين امر ديد و بر او اعتماد كامل داشت ، پيشنهاد او را پذيرفت و نزد يحيي بن خالد برمكي كه وزير هارون بود ، رفت و كيفيت احوال خود و كنيزش را بدان گونه كه حسنيه به وي گفته بود ، بيان داشت.

يحيي وزير هارون گفت : برو و كنيزت را بياور ، خواجه هم چنان كرد .

يحيي ( كه خود مردي دانشمند بود) چون صورت ، سيرت و بلاغت حسنيه را مشاهده كرد ، متحير شد و بسرعت نزد هارون الرشيد رفته و قضيه را شرح داد. هارون هم دستور داد تا حسنيه را حاضر كردند.

چون حسنيه به مجلس هارون در آمد ، در مدح وي چند بيتي شعر خواند و او را دعا نمود.[1]

هارون را بسيار خوش آمد ، دستور داد تا روبند از چهرة وي برداشتند. چون صورت وي بديد صاحب كنيز را طلب كرد و گفت : « بهاي كنيز چند است و نامش چيست ؟»

خواجه نام او راگفت و برايش صد هزار دينار خليفتي پيشنهاد نمود ، هارون بر آشفت و گفت : به چه دليلي او را اين چنين گران ، بهاء دادي ؟ مگر فضيلت او چيست ؟ خواجه گفت : اگر تمام علماي زمان را حاضر كني تا در مسائل ديني و شرعي با وي بحث كنند ، كنيز من همه آنها را مجاب و قانع مي گرداند.

هارون گفت : اگر چنين كه مي گوئي نباشد ، تو را گردن خواهم زد و كنيزت را براي خودم بر مي دارم ، اما اگر چنين كه مي گوئي باشد ، تو را صد هزار دينار مي دهم و كنيزت را هم به خودت مي بخشم.

خواجه لحظه اي انديشه كرد و گفت : اجازه دهيد با كنيزم مشورت كنم . هارون او را اجازه داد. خواجه رو به كنيز كرده و گفت : چه كنيم ؟ كنيز گفت :اندوه به دل راه مده كه به بركت رسول اكرم و اهل بيتش ما امروز غالب و پيروز اين ميدان خواهيم بود. سپس خواجه رو به هارون كرد و گفت : ما آماده و بر حرف خود ثابت و استوار مي باشيم .

بعد از گفتار خواجه ، هارون رو به حسنيه كرد و از مذهب او پرسيد ، حسنيه جواب داد بر طريقت دين مبين ، حضرت محمد (ص) و اهل بيت او هستم . هارون كه جواب حسنيه را شنيد گفت : وصي و جانشين حضرت رسول اكرم (ص) بعد از وفاتش كيست ؟ حسنيه گفت : اي خليفه فرصت بده علماء را حاضر كنند تا هر آنچه كه شايسته گفتن باشد ، بگويم .

هارون از اين جواب يافت كه حسنيه بر طريق اهل بيت است ، فوراً وزير خود را طلبيد و به وي گفت : اين كنيز بر طريق و مذهب ما نيست ، او را بكشيد. يحيي بن خالد كه فرد زيركي بود ، گفت : اي خليفه او ادعاي بزرگي كرده است .اگر علماء زمان توانستند كه او را ملزم كنند كه بر دين و طريق حقيقت نبوده ؛ او را بكش . و اگر او بر علماء پيروز شد ، چون تو خليفه اي بايد رعايت حال وي را بكني ، چرا كه كشتن كنيزي ، خليفه را لايق نباشد.

هارون از سخنان وزير بسيار خرسند شد و دستور داد علماي بغداد را حاضر كنند.

علما و فقهاي آن زمان (در بغداد) را كه در رأس ايشان ابويوسف بود، حاضر كردند. همچنين شافعي را دستور دادند كه بيايد.

حسنيه پوشينه بر روي كشيد و در برابر ايشان نشست.

علما از مذهب وي سئوال كردند ، حسنيه اظهار مذهب و محبت اهل بيت نمود و در بيان مذهب هيچگونه ترسي به خود راه نداد و اصلاً ملاحظه نكرد كه در محضر هارون سخن مي گويد. با علماء بگونه اي صحبت و مباحثه مي كرد كه هيچكدام از ايشان را جرأت خطابي  نبود. آنچنان در بيان تفسير آيات قرآن و تأويل احاديث صحيح مهارت داشت كه تمامي درباريان و هارون را متغير و متحير كرده بود.



[1] اين عمل حسنيه مي توانسته از روي تقيه باشد چرا كه بعضي اوقات ائمه ما هم چنين كاري مي كردند مثلاً آنجا كه حضرت رضا (ع) مأمون را دعا فرمودند (كشف الغمه / علي ابن عيسي / جلد 3 ص 172 179 نقل از مسند الامام الرضا و بحار جلد 49 صفحه 153 148

 

 
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo
 
...   ادامه دارد   ...
 
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo
yoursAli Group Logo 
گروه علي ولي الله

Ali_Valiyollah Group
MRNP_IBM@Yahoo.Com
http://AliValiyollah.persianblog.ir
 
 
 
الله اكبر
 
اشهد ان لا اله الا الله
اشهد ان محمدا رسول الله
    
Join Now
 
 
 
اشهد ان عليا ولي الله
 
~** گروه علي ولي الله **~
 
æÈáǐ Úáی æáی Çááå
   GROUP Ali_Valiyollah    
 
 
  Ali_Valiyollah GrOuP
 

Valentine's Day Thank You Cute li'l cards to send in a Thank You message to your loved ones. [ 2 cards ]